خرید بک لینک
یکی از آقای کوینر پرسید که آیا خدایی وجود دارد یا نه؟
آقای کوینر گفت: به تو توصیه میکنم فکر کنی که آیا با دانستن جواب این سؤال رفتارت تغییر خواهد کرد یا نه.
اگر تغییر نکند موضوع منتفی است.
اگر تغییر بکند حداقل میتوانم اینقدر کمکت بکنم که تو تصمیم خودت را گرفتهای.

«تو به خدا نیاز داری»

#گفتگوهای_آقای_کوینر
#برتولت_برشت

برچسب: نیاز داریوش,بی نیاز داریوش,گاهی نیاز داریم بیخیال شویم,آهنگ نیاز داریوش,گاهی نیاز داریم,دانلود آهنگ نیاز داریوش,چقدر کالری نیاز داریم,چقدر خواب نیاز داریم؟,چند کالری نیاز داریم,دانلود آهنگ نیاز داریوش اقبالی, نویسنده: مهتاب مرادی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 8:12

هر روز صبح در افریقا آهوئی از خواب بیدار می شود که می داند باید از شیر تندتر بدود تا طعمه ی او نشود و
شیری که می داند باید از آهو تندتر بدود تا گرسنه نماند.
مهم نیست شیر باشی یا آهو،
مهم آنست که با طلوع آفتاب با تمام توان شروع به دویدن کنی.

"نلسون ماندلا"

برچسب: با تمام زنان می توان خوابید, نویسنده: مهتاب مرادی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 5:40

کودکی در گوشه ای کز کرده بود آتشی روشن ز کاغذ کرده بود سوز سرما بود و کودک بی لباس صورتش سرخ و نگاهش آس و پاس صد تَرَک در دستهای کوچکش خط پیری بر جبینِ کودکش ضَجّه می زد ناله را در خویشتن دردِ یک صد ساله را در خویشتن ابر می بارید و سرما بس عجیب باد هم شلاق می زد نانجیب رهگذرها جملگی در کارِ خویش یک به یک گمگشته در افکار خویش زین میان یک تَن به کودک خیره بود غصه ی کودک به جانش چیره بود اشک در چشمان مستش حلقه بست بر سر کودک کشید از مهر دست مثل یک مجنون لباسش را درید اشک ریزان بر تن کودک کشید کودک بی چاره با یک آه سرد با صدایی زخمی از چنگال درد دیده بالا برد و با آن مرد گفت از خدا کُت خواستم او هم شنفت با خدا فامیل نزدیکید نیست؟ از کنار او مرا دیدید نیست؟ گفت آری بنده ی اویم رفیق گر چه طاعت را از او کردم دریغ خنده بر لبهای کودک نقش بست داد بر آن مرد اشک آلود دست گفت می دانستم از انجام کار نسبتی دارید با پروردگار

برچسب: کودکی هایم,کودکی هایم کجاست,کودکی شعر,کودکی من,کودکی بازیگران ایرانی,کودکی,کودکی بازیگران زن ایرانی,کودکی بازیگران مرد ایرانی,کودکی حضرت موسی,کودکی خوانندگان ایرانی, نویسنده: مهتاب مرادی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 5:40

ای که گفتی عشق را درمان به هجران میکنی

کاش میگفتی که هجران را چه درمان میکنی

برچسب: ای استخدام,ای فیلم,اینترنت, ای,ای سیم,ای جونم سامی بیگی,ایران هسته ای,ای کاش,ای مالز,ایشارژ,ای خدا دلم گرفته, نویسنده: مهتاب مرادی تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 0:51

خدايا سرده اين پايين از اون بالا تماشا کن... اگه ميشه فقط گاهي خودت قلب منو"ها"کن خدايا سرده اين پايين ببين دستامو مي لرزه ديگه حتي همه دنيا به اين دوري نمي ارزه تو اون بالا من اين پايين دوتايي مون چرا تنها ؟ اگه ليلا دلش گيره بگو مجنون چرا تنها؟!! بگو گاهي که دلتنگم ازاون بالا تو مي بيني بگو گاهي که غمگينم تو هم دلتنگ و غمگيني خدايا...من دلم قرصه!! کسي غير از تو با من نيست خيالت از زمين راحت که حتي روز،،،روشن نيست کسي اينجا حواسش نيست که دنيا زير چشماته يه عمره يادمون رفته زمين دار مکافاته!!! فراموشم ميشه گاهي که اين پايين چه ها کردم که روزي بايد از اينج

برچسب: o h i o,o h pye,o h i o chant,o h i o song,o h bakery,o h stowe,o h law,o h hendricks,o h perry,o h i o emoji, نویسنده: مهتاب مرادی تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 0:51

شقایق گفت با خنده نه تبدارم، نه بیمارمگر سرخم، چنان آتش حدیث دیگری دارم گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه و من بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته و عشق از چهره اش پیدای پیدا بودز آنچه زیر لب می گفت شنیدم، سخت شیدا بودنمی دانم چه بیماری به جان دلبرشافتاده بود اما طبیبان گفته بودند اگر یک شاخه گل آرد از آن نوعی که من بودم بگیرند ریشه اش را و بسوزانند شود مرهم برای دلبرش آندم شفا یابدچنانچه ب

برچسب: شقایق فراهانی,شقایق دهقان,شقایق ثامن,شقایق داریوش,شقایق کمالی,شقایق چت,شقایق جعفری جوزانی,شقایق نوروزی,شقایق دریایی,شقایق فراهانی بیوگرافی, نویسنده: مهتاب مرادی تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 0:50

جغدی روی كنگرههای قدیمی دنیا نشسته بود.زندگی را تماشا میكرد.رفتن و رد پای آن را.و آدمهایی را میدید كه به سنگ و ستون،به در و دیوار دل میبندند.جغد اما میدانست كه سنگها ترك میخورند، ستونها فرو میریزند، درهامیشكنند و دیوارها خراب میشوند.او بارها و بارها تاجهای شكسته،غرورهای تكه پاره شده را لابهلای خاكروبههای قصر دنیا دیده بود.او همیشه آوازهایی درباره دنیا وناپایداریاش میخواند؛و فكر میكرد شاید پردههای ضخیم دل آدمها،با این آواز كمی بلرزد.روزی كبوتری از آن حوالی رد میشد،آواز جغد را كه شنید گفت: « بهتر است

برچسب: y tho,y combinator,y intercept,y tho meme,y words,y axis,y chromosome,y tu mama tambien,y tu,y lighting, نویسنده: مهتاب مرادی تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 0:50

صفحه بندی